نسبت های مالی کاربردی

۱ – حاشیه سود خالص

حاشیه‌ سود‌ خالص (Net Profit Margin) شرکت، یکی از نسبت‌های ‌سودآوری است که از طریق‌ تقسیم کردن سود خالص به کل فروش محاسبه می‌شود. درآمد یا سود خالص ممکن است از طریق کم کردن هزینه‌های عملیاتی و سایر هزینه‌ها مانند مالیات و هزینه خرید مواد اولیه از کل درآمد محاسبه شود.

حاشیه سود را به صورت درصد نمایش می‌دهند و در واقع این نسبت نشان می‌دهد که از یک تومان فروش شرکت، چه ‌مقدار آن به سود خالص تبدیل‌ شده ‌است. به‌ عنوان ‌مثال، حاشیه‌ سود خالص ۳۰ درصد نشان‌ می‌دهد که‌ از ۱۰۰۰ تومان فروش محصولات شرکت، ۳۰۰ تومان سو خالص به ‌دست ‌آمده است.

۲ – حاشیه سود ناخالص

حاشیه سود ناخالص (Gross Profit Margin) یکی از معیارهای سودآور که نشان دهنده درصد درآمدی است که بیش از هزینه کالاهای فروخته شده می باشد. این حاشیه سود نشون میده که چطور تیم مدیریت اجرایی شرکت، موفق به تولید درآمد از هزینه هایی که در تولید محصولات و خدمات خود انجام میدن، میشن. به طور خلاصه هر چی این عدد بیشتر باشه، مدیریت شرکت در زمینه سودسازی از هر واحد دلار، کارآمدتر به نظر میرسه.

حاشیه سود ناخالص با استفاده از کل درآمد شرکت، منحصرا هزینه کالاهای فروخته شده یا COGS محاسبه میشه و تفاوتش رو با درآمد کل شرکت میسنجن. معمولا حاشیه سود ناخالصرو هم به صورت درصد نشون میدن. COGS مبلغیه که شرکت برای تولید کالاها و یا خدماتی که اون رو به فروش میرسونه، هزینه میکنه.

این نسبت از تقسیم سود ناخالص به فروش به دست می آید. نشون میده شرکت نسبت به عملیات اصلی خودش قبل از هزینه های مالی ، اداری و عمومی و فروش ، سایر درآمدها و هزینه ها و درآمدها و هزینه های غیر عملیاتی ، چند درصد سود میسازه . عملا میخوایم ببینیم آیا شرکت چیزی که تولید میکنه رو ( قبل از باقی سرفصل های مالی دیگه) با سود میفروشه یا نه . لذا اگر در طول زمان این حاشیه رشد کند بسیار عالیست .

۳ – حاشیه سود عملیاتی

از تقسیم سود عملیاتی بر فروش به دست میاد . نشون از اینه که کل درآمدهای عملیاتی شرکت ، چند درصدش سوده . اینم باز هر چقدر بیشتر باشه بهتره . البته به شرطی که مستمر باشه . اگر پر نوسان باشه عمدتا ناشی از تسعیر ارز یا فروش ضایعات هست که تو سرفصل سایر درآمدها میاد .

نکته ۱: هر سه نسبت در طول زمان اگر صعودی باشند نشان از بهبود فرآیند سودسازی شرکته و این به منزله کاهش هزینه ها و افزایش قیمت محصولات یا افزایش تولید و فروش یا از بین بردن رقبا هست . البته در اقتصادهای تورمی ممکنه این افزایش ناشی از افزایش نرخ ارز هم باشد .

نکته ۲  بررسی سه نسبت فوق :
اگر نسبت سود ناخالص صعودی باشد و نسبت سود عملیاتی با شیب کمتری صعودی باشد یا خنثی و منفی باشد ، نشان از ضعف عملکرد شرکت در هزینه های فروش اداری و عمومی یا هزینه های دیگه مثل زیان تسعیر ارز هست .

اگر نسبت سود ناخالص صعودی و نسبت سود عملیاتی هم تقریبا با همان شیب صعودی باشد ، ولی نسبت سود خالص با شیب کمتر صعودی یا خنثی یا منفی باشد ، نشان از هزینه های مالی بسیار زیاد شرکت یا هزینه های غیرعملیاتی بسیار بالای شرکت است که دو راهکار معمول در این مواقع فروش دارایی یا افزایش سرمایه از آورده است. در بعضی مواقع ( خیلی کم پیش میاد ) ممکنه شرکتی معافیت مالیاتیش هم تموم شده باشه و هزینه مالیات از آلفا رشد نسبت سود خالص کم کنه .

۴ – نسبت جاری

توانایی شرکت در پرداخت تعهدات کوتاه مدت با استفاده از دارایی های جاری رو نشون میده . از تقسیم دارایی های جاری به بدهی های جاری به دست میاد . عدد بین ۱ تا ۲ عدد خوبیه .

۵ – نسبت آنی

چون موجودی مواد و کالا و همچنین سفارشات و پیش پرداخت ها تو سر فصل دارایی های جاری ، قابلیت نقدشوندگی پایین تری دارند ، این دو آیتم را از دارایی های جاری شرکت کم میکنیم و بعد تقسیم بر بدهی جاری میکنیم . عدد بین ۱ تا ۲ عدد خوبیه .

نکته ۳ :
چرا عدد بین ۱ و ۲ خوبه ؟
اگر عدد نسبت های فوق زیر ۱ باشند یعنی شرکت با دارایی های جاری خود توان پرداخت بدهی های کوتاه مدت را ندارد . از طرفی توان دریافت تسهیلات و اعتبارات بانکی برای شرکت ضعیف میشود . لذا برای تامین مالی عموما به سمت افزایش سرمایه سوق پیدا میکنند . حال اگر این نسبت ها بالای ۲ باشند نشان از ضعف مدیریت در استفاده بهینه از دارایی های جاری شرکت است . یعنی عملا مدیریت برنامه ای برای استفاده از این موجودی ، برای افزایش تولید ، طرح توسعه و در نهایت بهبود فرآیند کسب و کار ندارد .

نکته ۴ :
اگر در طول چند سال اختلاف بین نسبت جاری و آنی را حساب کنیم به اعدادی میرسیم . اگر این اعداد با تلرانس پایین ، ثبات را نشان دهند ، میتوان به احتمال بسیار بالا ثبات بین موجودی ها و حجم تولید و فروش را استدلال نمود .

اگر شاهد افت نسبی باشیم میتوان احتمالا نتیجه گرفت که تقاضا برای محصولات بسیار بالاست و شرکت بایستی برای حفظ موقعیت خود طرح توسعه جدیدی در برنامه قرار دهد و اگر شاهد رشد نسبی باشیم در نهایت نشان از تراکم موجودی کالا در شرکت است که نشان از مشکل فروش ارزیابی میشود .

۶ – نسبت ROE یا بازده حقوق صاحبان سهام یا بازده ارزش ویژه

سود خالص تقسیم بر حقوق صاحبان سهام . درصد درآمد ناشی از هر ریال از حقوق صاحبان سهام را می‌سنجد . این نسبت به بررسی شرکت‌هایی می‌پردازد که سود اثربخش‌تری نسبت به رقبایشان می‌سازند . نشون میده یک شرکت از دارایی هاش چقدر میتونه سود بسازه . لذا هر چه این نسبت بالاتر باشه یعنی شرکت بهتر عمل کرده .

حقوق صاحبان سهام یا جمع حقوق مالکانه عبارت است از جمع دارایی ها منهای جمع بدهی ها.

این نسبت چند تا مشکل داره:

الف – ارزش روز دارایی ها مخصوصا دارایی های مشهود و دارایی های نامشهود مشخص نیست ، لذا با فرض ثبات در بدهی ها ، جمع حقوق صاحبان سهام در طول زمان با توجه به هزینه استهلاک و تورم ، کوچک میشود و نسبت ROE رشد میکند که ممکنه ما رو به اشتباه بیاندازد .
ب – ممکنه بدهی های شرکت خیلی زیاد باشه لذا باز هم جمع حقوق صاحبان سهام کوچیک میشه و ROE رو بزرگ نشون میده .

نکته ۱: هر چند این نسبت مشکلات بالا را دارد ولی مقایسه شرکت های هم گروه ، با این نسبت توصیه میشود .

نکته ۲: برخی متصورند مدیریت خوب یعنی مدیریتی که سودهای شرکت را در راستای طرح های توسعه آتی و بهبود و رشد متعالی شرکت به کار برد . لذا برای نتیجه گیری بهتر مدلی به عنوان مدل رشد پایدار را مطرح میکنند که از ضرب ROE با درصد نگهداشت سود ( درصد EPS-DPS ) به دست میاید . به عبارت دیگر هر شرکتی که ROE بالاتری دارد دلیل بر برتری نیست . ROE را ضربدر درصد نگهداشت سود میکنند و هر کدام بالاتر بود میتواند جذاب تر باشد .

بعنوان مثال ROE شرکت X برابر ۸۰ درصد و ROE شرکت Y بابر با ۵۰ درصد است . ولی نگهداشت سود در شرکت X معادل ۱۰ درصد است ( یعنی ۱۰ درصد EPS را به سود انباشته منتقل میکند و باقی را تقسیم میکند ) و نسبت نگهداشت سود در شرکت Y معادل ۸۰ درصد است . حال از ضرب ROE در درصد نگهداشت سود ، شاخص شرکت X برابر با ۰.۰۸ و شاخص شرکت Y برابر با ۰.۴ میشود . لذا این گروه ، شرکت Y را انتخاب میکنند .

نکته ۳: مقایسه همه نسبت ها بایستی در طول زمان و با شرکتهای مشابه خود انجام گیرد . لذا بر فرض مثال بررسی ROE زاگرس با ROE خودرو کار درستی نیست .

۷ – دوره موجودی کالا

این نسبت نشان میدهد که از زمان خرید مواد اولیه تا زمان دریافت محصولات چند روز زمان میبرد . لذا هر چه این عدد کمتر باشد بهتر است . بالا بودن این عدد نشان از ضعف مدیریت در دریافت پول محصولات یا عدم خریدار در بازار هست.

هر چه دیرتر پول محصولات رو دریافت کنه یعنی نیاز به موجودی نقد بیشتری جهت سرمایه در گردش دارد لذا در انجام طرح های توسعه ضعیف عمل میکند از طرفی در اقتصاد تورمی ریسک کاهش ارزش پول دارد.

هر چه محصولات را دیرتر بفروشد ممکن است محصولات فاسد شوند یا دوران ثبات اقتصادی هزینه انبار و نگهداری مضاعف به شرکت اعمال میشود و شائبه عدم اقبال بازار به محصولات رو نشون میده .

۸ – دوره وصول مطالبات

این نسبت نشان دهنده اینه که شرکت بیشتر نقد میفروشه یا بیشتر نسیه کار میکنه . هرچقدر این نسبت پایین تر باشه به سرمایه در گردش کمتری نیاز داره و میتونه پول رو در راستای افزایش بهره وری و تولید صرف کنه و ریسک تورم رو از شرکت دور کنه . ولی هر چه این نسبت بیشتر باشه عملا نسیه فروشی در دستور کاره و هم به سرمایه در گردش بیشتر نیاز داره ، هم ریسک تورم و نکول مطالبات بالا میره . از طرفی ممکنه نشان از عدم اقبال بازار به محصولات شرکت باشه .

نکته ۱: با توجه به پیشرفت تکنولوژی ، در برخی شرکتها احتمال عدم اقبال به محصولات به شدت احساس میشه . لذا اگر مدیریت درست عمل کند ، احتمال تغییر در محصولات در قالب طرح توسعه وجود دارد . ولی ممکنه مدیریت این خطر را دیر متوجه شود و شرکت به پایان حیات خود برسد . نمونه قابل درک این مساله محصولات کامپیوتری در زمان های مختلف است ( مثلا اول فلاپی اومد بعد سی دی بعد دی وی ودی بعد بلور ای بعد هارد . الان عملا فلاپی یک محصول دیسپایر شده محسوب میشه )

۹ – نسبت کفایت نقد

نسبت پول نقد هیجان‌انگیزترین نسبت نقد شوندگی است که حساب های دریافتنی ، به همراه موجودی کالا و سایر دارایی های جاری را در نظر نمی‌گیرد . این نسبت ، بیش از نسبت جاری یا آنی ، توانایی پرداخت تعهدات شرکت را در صورت به وجود آمدن مورد اضطراری ارزیابی می‌کند . حتی شرکت های با سوددهی بالا هم می‌توانند با مشکل مواجه شوند اگر نقدشوندگی لازم برای واکنش به اتفاقات پیش بینی نشده را نداشته باشند . عملا این نسبت کمتر از نسبت جاری و نسبت آنی است و هر چه به یک نزدیک تر باشد ریسک شرکت در مواقع اضطرار کاهش میابد . در صورتی که این عدد بالای ۱.۵ باشد باز هم باعث ضعف مدیریت در استفاده از موجودی نقد در راستای استفاده از پول نقد و افزایش سودآوری است .

۱۰ – نسبت بازده دارایی ثابت

نشان از آن است که شرکت چقدر از دارایی ثابت را در راستای فعالیت اصلی خود استفاده میکند . آیا شرکت انبوهی از دارایی های غیر مولد دارد یا عمده دارایی های شرکت مولد هستند ؟ هر چه نسبت دارایی ثابت بالاتر باشد نشان از آن است که دارایی ها در راستای تولید خریداری شده اند و مولد هستند . هر چه این نسبت پایین تر باشد نشان از خرید دارایی های بلا استفاده است و عملا شرکت دارایی غیرمولد خریداری کرده .
نکته :
بازار سرمایه عمدتا به دارایی های غیرمولد در زمان تجدید ارزیابی یا انحلال ارزش میدهند .

۱۱ – نسبت گردش کل دارایی ها

نشان از آن دارد که چه مقدار از کل دارایی ها مولد تولید هستند؟ مثل نسبت قبلی هر چه دارایی ها در راستای سود آوری شرکت ، خریداری شده باشند (مولد باشند)، این نسبت بالاتر است و هر چه غیر مولد باشند این نسبت ضعیف تر

نکته: بررسی خوب یا بد بودن این نسبت ها مستلزم بررسی چندین ساله صورتهای مالی شرکت است که بهبود داشته یا خیر .

نکته: ممکن است شرکتی در راستای طرح توسعه ، دارایی جدیدی خریداری کند که این نسبت ها کاهش پیدا کنند . ولی زمانی که طرح توسعه به مدار تولید برسد ، اون دارایی ها مولد بودن خود را نشان میدهند . لذا اگر زمانی با کاهش این نسبت ها مواجه شدیم ممکن است شرکت در راستای انجام طرح توسعه ، اقدام به خرید دارایی هایی کرده که هنوز به مدار تولید نرسیده باشند .

۱۲ – نسبت بدهی

نشان میدهد که چقدر از دارایی های شرکت از محل بدهی های شرکت تامین شده . هر چی این نسبت بالاتر باشه نشون از اینه که شرکت عمده دارایی هاش از بدهی ها تامین میشه . عملا ریسک شرکت بسیار بالا میره و در مواقع اضطراری ، خیلی سخت میتونه وام یا اعتبار بگیره و اگه کمبودی بخوره معمولا مجبور میشن افزایش سرمایه از آورده بدن .

۱۳ – نسبت مالکانه

نشان از اینه که چه مقدار از دارایی های شرکت متعلق به سهامدارانه . از تقسیم جمع حقوق صاحبان سهام تقسیم بر کل دارایی ها به دست میاد . مشکلی که وجود داره اینه که تو اقتصادهای تورمی مثل ما ، ارزش حقوق صاحبان سهام به روز نیست . چون ارزش دارایی های شرکت به روز نیست واسه همین نسبت مالکانه زیاد قابل وثوق نیست . مگر در شرایط انحلال که بایستی ارزش روز دارایی ها محاسبه بشه تا نسبت مالکانه دقیق به دست بیاد .

۱

Leave A Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *